تبليغاتX
راز آینه

 

1- هیچ کس ارزش اشکهای تو رو نداره ٬ کسی که ارزشش رو داشته باشه هرگز باعث اشک ریختن تو نمیشه.

 2- عاشق شدن آسونه اما عاشق موندن خیلی سخته.

 3- ممکنه که برای دنیا یک نفر باشی٬ اما شاید برای یک نفر تموم دنیایی.

 4- عقل هزار چشم دارد و عشق فقط یک چشم ولی وقتی که عشق میمیرد نور زندگی از بین میرود.

5- دنبال کسی نگرد که بتوانی با او زندگی کنی، دنبال کسی بگرد که نتوانی لحظه ای بدون اون زندگی کنی.


6- گاهی شعر سراغم را میگیرد٬ گاهی هوای تو ، تفاوتی نمیکند ، هر دو ختم میشوید به دلتنگی من.

7-  وقتی تو هستی تمامی جهان با تو است، و وقتی تو نیستی فقط درماندگی و غم با من است (ویلیام شکسپیر).


8- بکوشید دوست داشتنى ها را به دست آورید، و گرنه مجبورید آنچه را به دست آورده اید، دوست بدارید (سخنی از مارک تواین).

 

9- نمی خواهم بگویم دوستت دارم، میخواهم بدانی دوستت دارم.

 

10- هیچ چیز نمی تواند بر عشق حکومت کند، بلکه این عشق است که حاکم بر همه چیز است.  (لافونت)

11-  عشق من :  طبیب قلب من باش، زیباترین غروبم.

12- همه میگن 1 ساعت یعنی 60 دقیقه و یک دقیقه یعنی 60 ثانیه اما هیچکس بهٍم نگفت 1 ثانیه بی تو یعنی 60 سال.

13- نمی‏توان عاشق یک مرده شد... روزی که به عشقم پشت ‏پا زدی در قلبم ترا کشتم و در گوشه‏ای تاریک و سرد خاکت کردم.  

 14- ای بی انتها در عشق بمان با من در لحظه لحظه ی زندگیم.

15- تا ابد تک چراغ روشنی قلبم تو هستی و خواهی ماند.


16- عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر یا بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا.


17- عاشق شدن هنر نیست ، عاشق ماندن هنر است.


18- هر وقت دلت ابری شد بزار بباره، رنگین کمون ، بعد از بارون رنگ می گیره.


19- هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده تا نشکنه ! ولی می تونه به دلش یاد بده تا که وقتی شکست لبه تیزش دست کسی رو نبره.


20- عشق مثل ساعت شنی می مونه،  همانطور که قلب رو پر می کنه،  مغز رو خالی میکنه!




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 0:20 توسط ..:: احسان ::..

lore ba dust 2khtaresh miran birun gom mishan 2khtare mige hala chi kar konim lore mige to boro khunatun man ye kari mikonam!!!!

 

be torke migan nazaret dar morede ab chee? mige ab khili khoobe age ab nabashe ma nemitonim shena konim va age natoonim shena konim khob ghargh mishim!!!

 

be torke migan age bekhay englisy be kasi begi bia inja chi migi ? torke mige : behesh migam come here ,, migan age bekhay begi boro onja chi migi ? torke mige miram onja migam come here ....!!!! ))))))))

 

اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 0:6 توسط ..:: احسان ::..

سيد افشين قطبي فرزند سيد محمد قطبي در نوزدهم بهمن 1342 (8 فوريه 1964)? در شيراز به دنيا آمد.
قطبي تا سال 1357 در ايران زندگي مي‌کرد.او از سال 1360 تا سال 1370 در باشگاه‌هاي آليتاليا? آتوباهن? ولي ايگلز و فلايرز آمريکا بازي کرده و بعد از آن تا سال 1376 در دانشگاه لس آنجلس بازيکن بوده و صاحب مدرک مربيگري حرفه‌اي A شده است. او از (UCLA دانشگاه کاليفرنيا در لس آنجلس) درجه مهندسي برق گرفته است.

بازي? مربيگري و مدرسه فوتبال . . .
افشين قطبي وقتي بازي در تيم فوتبال UCLA? دانشگاه لس آنجلس را در سن 18 سالگي (سال 1981) آغاز کرد? فوتبال در آمريکا هنوز موضوع مهمي نبود.او چهار سال در اين تيم بازي کرد و همزمان با آن به آموزش مربيگري فوتبال پرداخت و از سال 1363 تا سال 1367 (1984 تا 1988)? سرمربي تيم فوتبال زنان دانشگاه UCLA شد. او از سال 1367 همراه با گروهي ديگر در مدرسه تربيت فوتباليست‌هاي نوجوان(AGSS) شروع به کار کرد. اين مدرسه فوتباليست‌هاي نوجوان را تربيت مي‌کرد و از آنان بازيکناني در سطح بين‌المللي مي‌ساخت. جان اوبراين بازيکن تيم آ‍‍ژاکس و بسياري ديگر از کساني که اين مدرسه را گذراندند? بعد‌ها در تيم‌هاي مهم فوتبال جهان به چهره‌هاي مهم فوتبال تبديل شدند.افشين قطبي که 13 سال در اين مدرسه به تربيت فوتباليست مي‌پرداخت? با "بورا ميلوتينوويچ" مربي سرشناس يوگسلاو(صرب) آشنا شد. او از بورا که بعداً دوست مهم دوران زندگي‌اش شد? در اين مدرسه براي تربيت بچه‌ها استفاده مي‌کرد. آن‌ها هر سال فوتباليست‌هاي جوان اين مدرسه را براي بازي‌هاي دوستانه وآشنايي با فوتبال اروپا به کشور‌هاي مختلف اروپايي مي‌آوردند. مدرسه AGSS در سال 2002 تعطيل شد. اين مدرسه همچنين از مربياني مانند پيم وربيک? گاس هيدينگ و استيو سمپسون استفاده مي‌کرد.استيو سمپسون يکي از اولين مربياني بود که از کامپيوتر و تکنولوژي‌ جديد براي ارتقاي آموزش و مدل سازي براي برنامه ريزي در مسابقات حرفه‌اي استفاده کرد. افشين قطبي بعدها در رهبري تيم ملي کره جنوبي از اين تکنيک استفاده کرد.


يک ايراني در رهبري تيم ملي آمريک
از سال 1997 افشين قطبي وارد کادر فني مربيگري تيم ملي آمريکا شد. يک سال بعد? او جزو گروهي بود که علاوه بر عضويت در هيات فني? گزينشگر ارشد بازيکنان تيم ملي آمريکا در جام جهاني 1998 بود. وقتي قرعه‌کشي مسابقات انجام شد و معلوم شد تيم ملي ايران و تيم ملي آمريکا در يک گروه قرار دارند? مربي ايراني تيم ملي آمريکا دچار بحران شد. افشين قطبي مي‌گويد:"من عاشق کشورم ايران و مردم آن هستم? اما در آن زمان در تيم ملي آمريکا مسئوليت مربيگري داشتم. وقتي متوجه شدم ايران و آمريکا در يک گروه هستند? دچار بحران احساسي شديدي شدم. از يک طرف در قلبم احساس مي‌کردم که ايراني‌ام? از سوي ديگر بايد تلاش مي‌کردم وظيفه تخصصي‌ام را به عنوان يک مربي بر حس وطن پرستي که در من قوي است? ترجيح دهم. بورا ميلوتينوويچ در اين مورد به من کمک کرد. او بارها مربي تيم‌هايي بود که رودرروي تيم ملي کشور خودش قرار مي‌گرفتند. من مي‌دانستم که تيم ملي ايران چهره‌هاي بسيار مهمي دارد? علي دائي شگفت انگيز بود? کريم باقري در بازي‌هاي کوتاه و توپ‌هاي بلند مهارت بسياري داشت? مهدوي کيا يکي از بهترين گوش‌هاي دنيا بود? و وسط کريم باقري و دائي? خداداد عزيزي بود که فني? خلاق و غير قابل پيش بيني بود. مهم‌تر از همه تيم ملي ايران بود که همه اعضايش در خدمت تيم بودند. "


نمي دانستم گريه کنم يا هوورا بکشم؟!
افشين قطبي احساس خودش را دز زمان بازي ايران و آمريکا چنين گفته است:"به من هشدار داده شده بود که به گذشته ايراني‌ام فکر نکنم. وقتي وارد استاديوم شدم با تشويق حيرت انگيز ايرانياني که حداکثر استاديوم را پر کرده بودند مواجه شديم. ديدن اين صحنه به هر کسي که ايراني بود احساسي از غرور مي‌داد و من هم يک ايراني بودم. وقتي توپ به طرف استيلي رفت? مي‌دانستم چه اتفاقي مي‌افتد و وقتي استيلي گل زد? نمي‌دانستم بايد چه کار کنم? گريه کنم يا هوورا بکشم؟! نشستم و به روبرو خيره شدم. آن روز تمام مردم ايران در کشور از تيم ايران حمايت مي‌کردند و اين پيروزي به آنها روحيه داده بود."


کره جنوبي و يک چهارم نهايي 2002
افشين قطبي پس از بازي‌هاي جام جهاني 1998 به آژاکس آمستردام رفت و مدتي در آنجا مشاور فني بود? سپس مدتي همين کار را در تيم‌هاي گالاکسي لس آنجلس? KFA کره جنوبي و انجمن فوتبال چين انجام داد. او پس از آشنايي با فوتبال کره جنوبي از سال 2001 همراه با گوس هيدينگ سرمربي تيم ملي کره جنوبي براي آماده کردن تيم اين کشور در جام جهاني 2002 به کره رفت. او تحليل‌گر فني گوس هيدينگ بود. افشين قطبي در مورد کارش در جام جهاني 2002 گفته است:"در جام جهاني 2002 من مدل تاکتيکي همه تيم‌هاي گروه را در کامپيوتر ساختم و از اين طريق تيم و گروه مربيان بازي‌ها را هدايت مي‌کردم. " او از ارزش‌ها و مفاهيم علمي در مربيگري استفاده مي‌کند. تيم کره جنوبي در سال 2002 موفق شد تيم چهارم جام جهاني 2002 شود.
مربي ايراني الاصل? بار ديگر به شرق آسيا بازگشت? اما اين بار در سمت مربي تيم ملي کره جنوبي و از آن روز‌ها بود که قطبي در رسانه‌هاي ايراني مطرح و نامش در آن‌ها درج شد? در صورتيکه تا پيش از آن کمتر فوتبال دوست وطني? او را مي‌شناخت.
بيشترين تاثير بر وي را بورا ميلوتينوويچ داشته است. کو آدريانز(سرمربي سابق پورتو) و گاس هيدينک (سرمربي کره جنوبي در سال 2002) نيز در پرورش فکري قطبي تاثير ويژه‌اي داشته‌اند.


بازگشت به ايران . . .
در سال 2007 به دنبال دعوت سرپرستان تيم پرسپوليس? افشين قطبي پس از سي سال وارد تهران شد و با گروهي فراوان از طرفداران پرسپوليس و مادري که سي سال بود فرزندش را نديده بود? مواجه شد.
او همچنين به عنوان مشاور فني تيم‌هايي مانند: آژاکس آمستردام? گالاکسي لس آنجلس? اوميا آريجاي ژاپن? KFA کره و انجمن فوتبال چين کار کرده ‌است. قطبي به عنوان مربي? با تفکر هجومي شهرت دارد.


به قول خودش فوتبال را با توپ پلاستيکي و روي زمين‌هاي آسفالت تهران آغاز کرده بود? از زمان نوجواني به فوتبال علاقه داشت. قطبي گفته است:"فوتبال در روزهاي نوجواني عشق من و راه زندگي من بود. تيم‌هاي تاج و پرسپوليس را دوست داشتم و علي پروين و ناصر حجازي بازيکنان محبوب من بودند."




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:55 توسط ..:: احسان ::..

بسم الله الرحمن الرحيم


يک دو روز پيش سوار يک پرايد شدم که برم سر کلاس . روي صندلي جلو نشتم و يک کتاب از کيفم در آوردم و شروع کردم به مطالعه کردن . يکهو چشمم خورد به آينه بغل ماشين که روش نوشته شده بود ( اجسام از آنچه در آينه مي بينيد به شما نزديکتر هستند ) . با اين که هزاران بار اين صحنه رو ديده بودم اما هيچ دفعه اينجوري بهش نگاه نکرده بودم . اينبار احساس مي کردم آينه هم داره با من حرف مي زنه . اصلا همه آينه ها حرف مي زنند . اصلا کار آينه حرف زدن و حکايت کردنه . بلافاصله گوشي همراهم رو در آوردم و از اون آينه بغل نازنين يک عکس گرفتم .


  



آينه مي گفت : وقتي به جاي نگاه کردن مستقيم به موجودات و اشياء دور و برت سعي کني آنها را از آينه ببيني همينطوري ميشه ديگه ! آنچيزي که فکر مي کني از تو دوره خيلي از اون چيزي که فکر مي کني به تو نزديکتره .


 اصلا اين آينه و خاصيت حکايت کردنش از چيزهاي ديگه ، حکايت عجيب و پر رمز و رازيه .6


ناگهان يادم آمد که آيه يعني آينه ، يعني نشانه و نشانه يعني نمودي از صاحب نشان ، درست مثل آينه . کمي بعد فهميدم که اين فقط قانون آينه هاي مادي نيست که سوژه هايي رو که از اونها حکايت مي کنند دورتر از واقعيت بيروني نشون مي دن . اين قانون تمام آينه هاست .


مثلا همين خلقت عظيم الهي و آينه بزرگ هستي ، همين آيات آفاقي فاصله خداي مهربان با بندگانش را دور تر از آن که هست نشان مي دهد . نمي بيني بعضي از ما خيال مي کنيم خدا يه جايي توي آسمانهاست يا بلکه هم دور تر .


اگر آيات قرآن نبود و اگر پيامبر اعظم ما نبود و اگر علي (ع) و فرزندان پاکش نبودند ما هرگز به راز آينه پي نمي برديم . هرگز نمي فهميديم که ديدن (َ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد)1 ( ما يَکُونُ مِنْ نَجْوى‏ ثَلاثَةٍ إِلاَّ هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلاَّ هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى‏ مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْثَرَ إِلاَّ هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما کانُوا ) 2 (وَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيدٌ ) 3 (وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحيط) 4 و بسياري از آيات ديگر و رواياتي که ناظر به رابطه خداوند با بندگانش هستند از طريق آينه آيات آفاقي راه را طولاني تر مي کند.


آن که خدا را نه از آيات آفاقي ( يا علم تحصيلي و حصولي ) که از آيات انفسي ( يا به علم حضوري و شهودي) مي شناسد خدا را از خودش هم به خودش نزديک تر مي بينه . ديدن بي آينه چه کيفي داره . فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَلْ رَأَيْتَ رَبَّکَ حِينَ عَبَدْتَهُ قَالَ فَقَالَ وَيْلَکَ مَا کُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ قَالَ وَ کَيْفَ رَأَيْتَهُ قَالَ وَيْلَکَ لَا تُدْرِکُهُ الْعُيُونُ فِي مُشَاهَدَةِ الْأَبْصَارِ وَ لَکِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِيمَانِ . 7 


آن لحظه ياد کلام حضرت استاد ( دام ظله ) در تفسيـر اين بيان نوراني پيامبر بزرگوار خدا (ص) و امير المـؤمنين علي (ع) که « من عرف نفسه فقد عرف ربه » 5 افتادم که مي فرمود : اين روايت شريفه بدان معني نيست که اول بايد نفست را بشناسي تا خدا را بشناسي بلکه به آن معناست که قبل از آن که خود را بشناسي خداي خود را شناخته اي ، حالا اگر ملتفت نيستي براي آن است که به علمت علم نداري .  


آري کسي که به جاي ديدن صادقانه و شاهدانه خداوند (جلّ جّلاله ) ترجيح مي دهد او را از نقش آيات و آينه ها و از  در و ديوار و ستاره و خورشيد ببيند همواره خدايي خواهد داشت که از آنچه آينه ها به او مي نمايانند به او نزديکتر است . اما او متوجه نيست .


يار نزديکتر از من به من است


اين عجب بين که من از وي دورم

http://mokhber52.parsiblog.com



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 1:43 توسط ..:: احسان ::..

الـــفبای عــــشق 
Love's ABC's
عـــشق
Love
می پذیرد،کــنار می آید،هلـهله می کند،حـمایت می کند
ثروت مـی دهد،می بخشد،می بـالاند،یاری می رسـاند
Accept,Behaves,Cheers,Defends
Enriches,Forgives,Grow,and help



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 12:27 توسط ..:: احسان ::..

 

گاهی شاد ؛
                   گاهی غمگین ؛
                                         حال خود نمی دانم ...




لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 22:57 توسط ..:: احسان ::..




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 1:4 توسط ..:: احسان ::..

 

                              

                                                           

     خداحااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااافظ

                                                           

                                   ؟

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 21:50 توسط ..:: محمد ::..

             

               

                         

                      *** چشم انتظاران موعود این جمعه هم به انتظار می نشینند***

 

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 10:11 توسط ..:: محمد ::..

سلام   

یه نکته ی مهم است که باید بدونید...................

من در خصوص مطالبی که آقا محمد پست میکنه یا واستون نظر میده هیچ گونه مسئولیتی رو قبول نمیکنم

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 0:3 توسط ..:: احسان ::..

 

 

  یک دختر در زندگی اش جز یک شوهر چیزی نمی خواهد

  اما وقتی به شوهر رسید

  همه چیز می خواهد

 

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 23:20 توسط ..:: محمد ::..

 

          

 

                

 

                         

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 20:17 توسط ..:: محمد ::..

!...Gravitation is not responsible for people falling in  love

!...Gravitation is not responsible for people falling in 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 1:26 توسط ..:: احسان ::..

          

کاش ستاره ها میدانستند که در بین این همه سیاره تنها یکی مشتریست.........؟




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 1:22 توسط ..:: احسان ::..

 یاد گرفتم که :۱. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند. ٢. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند . ۳. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود .۴. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 1:1 توسط ..:: احسان ::..